ادبیات عربی

افعال قلوب همراه با مثال ؛ نحو مقدماتی

افعال قلوب:

1- وَجَد، ألفَی

          برای یقین به خبر

2- جعل، زعم

          برای ظن به خبر

3- عَلِم، رأی

          غالبا برای یقین و گاهی برای ظن

4- ظنّ، خال، حَسِب

          گاهی برای یقین و غالبا برای ظن

دو خصوصیت افعال قلوب

1- القاء:

 عبارت است از ابطالِ جوازی عمل لفظاً و محلاً

 جوازی به این معناست که اگر این شرایط ایجاد شود میتوانیم القاء کنیم یا نکنیم.

 در یکی از این دو مکان اتفاق می‌افتد:

الف) جایی که افعال قلوب بین مبتدا و خبر واقع شود

 زیدٌ عَلِمتُ قائمٌ

ب) جایی که افعال قلوب بعد از مبتدا و خبر واقع شود

زیدٌ قائمٌ عَلِمتُ

توجه کنید که از بین رفتنِ عمل محلی در توابع خود را ظاهر میکند مثلا: زیدٌ قائمٌ علمتُ و بکرٌ جالسٌ.

وقتی افعال قلوب از عمل ملقی شدند دیگر مفعول اول و دوم و … هم نداریم و نقش آنها همان مبتدا و خبر است

2- تعلیق:

ابطال وجوبی عمل لفظاً و نه محلاً

وجوبی به این معنا که اگر این شرایط بود تعلیق عمل وجوبی است!

در جای است که افعال قلوب در یکی از موارد 4 گانه زیر بیاید:

1- استفهام

علمتَ أ زیدٌ قائمٌ؟  (آیا دانستی که زید ایستاد است)

گاهی ممکن است استفهام جدای از مفعول اول و دوم باشد یا گاهی هم جزء مفعول اول یا دوم باشد مانند مثال داخل متن که ایّ خودش مفعول اول است.

2- نفی

علمتُ ما زیدٌ قائمٌ
3- لام ابتداء

لامی است که بر سر جمله اسمیه وارد میشود به غرض تأکید مضمون جمله

علمتُ لَزیدٌ قائمٌ
4- قسم

علمتُ و اللهِ زیدٌ قائمٌ

در مورد دوم که تعلیق است، محل باقی است و در توابع اثر خود را نشان میدهد مانند: علمتُ واللهِ زیدٌ قائمٌ و بکراً(تبعیت از محل)  او بکرٌ (تبعیت از لفظ)

قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + نوزده =

دکمه بازگشت به بالا