اصول و فروع دین

نگاه خود را به نماز اصلاح کنیم . استاد علیرضا پناهیان

برگرفته از کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم ؟

نگاه خود را به نماز اصلاح کنیم

          چگونه می توان نماز را خوب خواند؟ اگر بخواهیم به نماز خود بها دهیم ، توجه بیشتری کنیم و آن را بهتر بخوانیم ، باید چه کنیم ؟ ابتدا «باید نگاه خودمان را به نماز اصلاح کنیم» بعد به اقامه کردن یک نماز خوب بپردازیم.

          تصور رایج از نماز خوب این است که نماز خوب ، همان نماز عاشقانه ای است که وصفش را در مورد اولیاء خدا شنیده ایم.خیلی ها تصور می کنند نماز خوب یعنی نمازی که از اول تا آخر آن اشک بریزی ، از اول تا آخر در نماز از خوف خدا بترسی و بلرزی.تاگفته می شود نماز خوب ،خیلی ها فکر می کنند یعنی نمازی که انسان در آن مستقیماً با خدا صحبت می کند ؛ خدا  را می بیند ،به خدا و اولیاء خدا سلام می دهد و جوابشان را می شنود ؛ در صورتی که منظور نماز خوب این نیست و معیار نماز خوب هم چنین چیزهایی نیست.

          معمولاً وقتی می خواهند ما را نصیحت کنند ، به ما می گویند :«این چه نمازی است که می خوانی؟! می دانی امیرالمونین (ع) موقع نماز چطور رنگ چهره اش از رنگ خدا می پرید و چه حالی به ایشان دست می داد؟»گاهی اوقات این جور تبلیغات در مورد نماز ما را پاک ناامید می کند.پیش خودمان می گوییم :«ما که هیچ وقت اینجوری نخواهیم شد.»تا می گویند :«نماز خوب»،ذهن ما سراغ نماز اولیاء خدا می رود . در حالی که نماز اولیاء خدا قلّه است.ما برای قدم برداشتن به سمت آن قلّه ابتدا باید به مقام نماز خوب برسیم .

          درست است که اهل بیت (ع) وقتی به نماز می ایستادند ، تمام ارکان بدنشان از خوف حضرت حق می لرزید و از اشتیاق حضرت رب ، رنگ چهره شان متغیر می شد ، ولی فعلاً ما نمی توانیم چنین نماز هایی بخوانیم ، شاید تا آخر عمرمان هم توفیق نکنیم اینگونه نماز بخوانیم.پس قاعدتاً نماز خوب برای ما ، نماز دیگری است .

          ما که هنوز در مراحل ابتدایی راه هستیم ، نماز عاشقانه و نماز خائفانه خواندن هنوز در دسترس ما نیست. انسان که به این سهولت روزی پنج مرتبه از خدا نمی ترسد ، ما شاید در عمرمان حتی یکبار هم از خدا نترسیده باشیم . چشیدن «و أمّا مَن خافَ مَقامَ رَبِّه ؛ و اما کسی که از موقعیت پروردگارش ترسید» مربوط به اولیاء خداست . خوف از مقام خدا ، فرق می کند با اینکه به خاطر گناهانمان ازخدا بترسیم . ما فعلاً نه میتوانیم نماز خائفانه بخوانیم ، نه می توانیم نماز عاشقانه بخوانیم . ما دلمان برای خدا تنگ نمی شود که مانند رسول خدا (ص) بگوییم :«أرِحنا یَا بِلالُ!»یعنی بلال ، اذان بگو تا راحت شوم؛ تا جگرم حال بیاید!

گو مؤذن پر کشید فریاد را

تیشه ای در تیشه ای فریاد را

این دل قاسی چو کوهی سنگ شود

در فراقت در هزاران رنگ شود

این اذان است یا صدای پای یار؟

این نسیم است یا نوای جویبار؟

پر کنید از گوشه هایش گوشتان

تا کند با نغمه ای مدهوشتان

گر نوایش بر لب داود بود

از سماعش عالمی نابود بود

اذان که برای ما این ناله ی عاشقانه نیست. ما نمی توانیم در مرحله اول نماز عاشقانه بخوانیم. خیلی ها دست روی دست گذاشته اند که «إن شاء الله یک روزی عاشق شویم و نماز خوان خوبی شویم !»همین جوری دست روی دست گذاشته اند و فقط منتظر هستند که « إن شاء الله آدم شویم وعاشق خدا بشویم.»نمی دانم این ها این سبک دینداری را از کجا آورده اند؟!

-شما مخالف این هستی که اگر عاشق خدا شدی و دلت برای گفتگوی با خدا لک زد ، یک نماز عاشقانه بخوانید ؟!

-نه آقا ، هیچ کس مخالف این مطلب نیست. آن موقع قطعاً برای خدا می میری . آنکه معلوم است . پس الآن چه کار می کنی؟

-هیچکار ! منتظریم إن شاء الله عاشق شویم .

– شاید هیچوقت عاشق نشدی! راه عاشق شدن که این نیست !باید رنج و زحمت بکشی . تو چه رنج و زحمتی در این راه کشیده ای که حالا انتظار داری عاشق شوی ؟!

از سوی دیگر ما نباید به گونه ای به قلّه ی نماز خواندن اینگونه نگاه کنیم که از نماز خواندن خودمان نا امید شویم . مانند بعضی ها که وقتی به آن ها می گویی نماز بخوان ، می گویند :« من نماز بخوانم ؟! علی (ع) باید نماز بخواند و بس!» و با این بهانه خودشان را از نماز معاف می کنند ؛ آدم چقدر راحت می تواند شانه خالی کند ! یک حرف حق بزند و از آن ، چهارتا حرف باطل نتیجه بگیرد ! می گویند :«ما که نمی توانیم نماز بخوانیم. نماز ما که نماز نیست . نماز فقط برای امیرالمومنین (ع)، حالا ما یک تِلِک تِلِکی می کنیم و خم و راست می شویم !»این سخن ، اگر انسان را به یأس برساند و انگیزه و جدیت او را برای رسیدن به نماز کم کند ، که غالباً همین گونه است ، سخنی شیطانی است که آن را ابلیس رجیم بر زبان انسان جاری می کند .

وقتی رزمندگانی که بخاطر شرایط عملیات مجبور شده بودند نمازشان را خیلی کوتاه و در حال دویدن بخوانند از آیت الله مشکینی در مورد صحت نمازشان پرسیدند ، آیت الله مشکینی شروع کردند به گریه کردن و خطاب به رزمندگان فرموده بودند :«من حاضرم چند سال عبادتم را با یک رکعت نماز شما عوض کنم». یادم هست که یکبار در جبهه های جنگ ، با بعضی از این رزمندگانی که عبادت هایشان خیلی برای خدا عزیز بود ، گفتگو می کردیم و می گفتیم که :« راستی بچه ها تا حالا سر سجاده عبادت ، رنگتان از خوف خدا پریده است ؟»همان رزمندگان نازنین می گفتند :«نه!»ولی همان ها بعداً شهید می شدند.یعنی نباید ملاک خوب بودن نماز را فقط اشک و گریه و لرزیدن از خوف خدا سر نماز ، بدانیم .

ما برخی اوقات به قلّه های نماز – مانند اهل بیت (ع) – نگاه می کنیم و به جای انگیزه یافتن برای جدیّت در ادامه مسیر ، خودمان را نا امید می کنیم.باید جلوی پای خودمان را نگاه کنیم تا بتوانیم یک قدم به سمت جلو برداریم . راه برای نماز خوب خواندن باز است . باید شروع کنیم به نماز خوب خواندن و برای این کار باید از همین ابتدا نگاهمان را نسبت به نماز تغییر دهیم . و تصور و انتظار خودمان از نماز خوب را به یک انتظار معقول و دست یافتنی تبدیل کنیم ؛ نماز خوب لزوماً همراه با اشک و ناله یا شور و شوق نیست .

منبع
برگرفته از کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم ؟
قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =

دکمه بازگشت به بالا