ادبیات عربی

نواصب فعل مضارع همراه با مثال ؛ نحو مقدماتی

نواصب فعل مضارع:

1-لن:
برای تأکید نفی مستقبل به کار میرود نه برای تأکید نفی (یعنی نفیِ ابدی نمیکند). شیخ بهایی بر خلاف مشهور که میگویند برای نفی ابد وضع شده است، میگوید که وضع به این منظور نیست بلکه گاهی ممکن است که این غرض هم محقق شود. به عبارت دیگر لن به دو منظور به کار میرود:
الف) نفی فعل استقبالی
ب) تأکید این نفی
2- کی
کی به معنای سببیت است. البته در مورد سببیت دو قول است:
الف) ماقبل سبب مابعد است
ب) مابعد سبب ماقبل است
اسلمتُ کَی ادخُلَ الجنةَ
اسلام آوردم به خاطر اینکه وارد بهشت شوم.
توجه کنید که در دو قولی که وجود دارد، یکی سببیت ذهنی مد نظرش بوده است و دیگری سببیت خارجی. مثلاً سببیت ذهنی به این صورت است که میگویند تصور ورود به بهشت سبب اسلام آوردن میشود اما آنچه سبب خارجی است این است که اگر اسلام آورده شود سبب خارجی است برای ورود به بهشت. بنابراین یک مثال بر هر دو قول و تعبیر قابل تطبیق است.
3- أن
از حروف مصدریه است و دو قسم دارد:
الف) بعد از ماده عِلْم و مانندش(إطمأنَّ و …) باشد.
أن مخففه از مثقله است و نه أن ناصبه. یعنی أنَّ بوده که مثقله است.
عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى‏ (مزمل/20)
ب) بعد از ماده ظن و مانندش(حَسِبَ و …) باشد.
جایزالوجهین است.
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا (عنکبوت/2)
4- إذن
حرف جواب و جزاء است و در آن واحد هم جواب است و هم جزاء که توضیحاتش به این قرار است :
متکلم: انا ازورک … پاسخ: أذن اُکرِمک
زیارتت میکنم … در آن هنگام تو را گرامی میدارم.
انا ازورک اذن تُکرِمُنی
زیارتت میکنم و تو در آن هنگام مرا اکرام میکنی.
در این مثال هر دو جمله را متکلم بیان کرده است.
الف) جواب:
جمله ای که اذن در آن قرار گرفته است جوابی است که متکلم از جمله ماقبل داده است و در جواب کسی که به شما گفته انا ازورک یعنی زیارتت میکنم. بنابراین حرف جواب است
ب) جزاء:
جمله ای که اذن در آن قرار گرفته است جزاء و پاداشش برای مضمون جمله ماقبل است. البته این با جزاء که در شرط و جزاء متفاوت است و تعلیقی در این جملات وجود ندارد در حالی که در جملات شرطیه تعلیق وجود دارد.
شرایط ناصب بودن اِذن:
1- باید در صدر کلام باشد.
اگر در میان کلام بیاید دیگر ناصب نیست و معنایش هم همان است اما به این معنا نیست که نمی آید.
اگر صدارتش به این صورت بود که بعد از «واو» یا «فاء» عاطفه قرار بگیرد، همچنان به صدارت باقی است اما عمل کردنِ اذن، جوازی است نه وجوبی.
2- متصل به فعل باشد. فاصله ای میان اذن و فعل نباشد.
البته فاصله به قَسَم جایز است.
3- زمان فعل مضارع باید استقبال باشد.
به خلاف: اُحِبُّکَ … پاسخ: اذن تَصدقُ : راست میگویی. مضارع حال است و اذن عمل نکرده است.

قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + ده =

دکمه بازگشت به بالا