پیامبر و اهل بیت (ع)

خانه‌دار، مجاهد، عابد / مروری بر سه ویژگی حضرت زهرا(س) از دیدگاه بزرگان دین

اگر فقط به یکی از نقش‌های حضرت بپردازیم به راستی نخواهیم توانست به حق او را توصیف کنیم. ما تنها می‌توانیم قطره‌ای از دریای بیکران وجودی فاطمه زهرا (س) را از سه بعد خانه‌داری، مجاهدت و عبادت در گفتار اندیشمندان و عالمان برجسته بررسی کنیم.

کوثر یعنی خیر جزیل، خیر فراوان، خوبی بی انتها که پایانی بر آن نیست و فاطمه زهرا(س) دخت پیامبر اکرم(ص) کوثری است بی همتا که خداوند متعال او را انگیزه خلق دو عالم نهاد تا صحه‌ای باشد بر برتری تام شخصیت این بانوی بزرگوار. به راستی که زهرا را چگونه باید شناخت؟ او را تنها همسر امام دانست یا دختر پیامبر خاتم؟ یا به عنوان مادری که با تربیت فرزندانی همچون حسنین و حضرت زینب(س) مادری را تعریف کرد؟! باید گفت که اگر فقط به یکی از نقش‌های حضرت بپردازیم به راستی نخواهیم توانست به حق او را توصیف کنیم. هجده سال زندگی ایشان سراسر درس است برای زنان و مردانی که در زندگی به دنبال الگویی شایسته و ارزنده هستند اما ساحت وجودی حضرت به قدری وسیع است که ما تنها می‌توانیم قطره‌ای از دریای بیکران وجودی فاطمه زهرا (س) را از سه بعد خانه‌داری، مجاهدت و عبادت در گفتار اندیشمندان و عالمان برجسته بررسی کنیم.

در ابتدا به شرح شخصیت حضرت به عنوان یک زن خانه‌دار و همسر اشاره می‌کنیم. رهبر انقلاب در این خصوص می‌فرمایند:«نمونه بعد، مسأله همسرداری و شوهرداری است. یک وقت انسان فکر میکند که شوهرداری، یعنی انسان در آشپزخانه غذا را بپزد، اتاق را‌تر و تمیز و پتو را پهن کند و مثل قدیمی‌ها تشکچه بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید! شوهرداری که فقط این نیست. شما ببینید شوهرداری فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها چگونه بود. در طول ده سالی که پیامبر در مدینه حضور داشت، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین علیهماالسّلام با همدیگر زن و شوهر بودند.
در این نُه سال، جنگ‌های کوچک و بزرگی ذکر کرده‌اند – حدود شصت جنگ اتّفاق افتاده – که در اغلب آن‌ها هم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بوده است. حالا شما ببینید، او خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتّب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ میماند – این قدر جبهه وابسته به اوست – از لحاظ زندگی هم وضع روبه‌راهی ندارند؛ همان چیز‌هایی که شنیده‌ایم: «و یطعمون الطّعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه الله»؛ یعنی حقیقتاً زندگی فقیرانه محض داشتند؛ در حالی که دختر رهبری هم هست، دختر پیامبر هم هست، یک نوع احساس مسؤولیت هم میکند. ببینید انسان چقدر روحیه قوی می‌خواهد داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند؛ دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری‌های زندگی خالی کند؛ به او دلگرمی دهد؛ بچه‌ها را به آن خوبی که او تربیت کرده، تربیت کند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام، امام بودند و طینت امامت داشتند؛ زینب علیهاسلام که امام نبود. فاطمه زهرا سلام‌الله‌علی‌ها او را در همین مدت نُه سال تربیت کرده بود. بعد از پیامبر هم که ایشان مدّت زیادی زنده نماند. این‌طور خانه‌داری، این‌طور شوهرداری و این‌طور کدبانویی کرد.
در زیارت امام رضا علیه‌السّلام… [میگوید]: وَ اُمَّ السِّبطَینِ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّة… سبطَینی که «سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّة» هستند، مادرشان این بزرگوار است؛ دامان پاکیزه‌ی این مادر است که توانسته این‌ها را تربیت بکند. این آن چیزی است که میتواند برای ما به‌عنوان الگو، به‌عنوان اسوه مطرح بشود. امیرالمؤمنین درباره فاطمه زهرا سلام الله علی‌ها فرمود: «ما اغضبنی و لا خرج من امری.» یکبار این زن در طول دوران زناشویی، مرا به خشم نیاورد و یکبار از دستور من سرپیچی نکرد. فاطمه زهرا سلام الله علی‌ها با آن عظمت و جلالت، در محیط خانه، یک همسر و یک زن است؛ آن‌گونه که اسلام می‌گوید.»
همچنین شهید مطهری در مجموعه آثار خود فرموده‌اند: «پیغمبر کارهاى بیرون را به على واگذار کرد و کارهاى درون خانه را به فاطمه. فاطمه می‌گوید: نمی‌دانید چقدر خوشحال شدم که پدرم کار بیرون را از دوش من برداشت؛ زن عالِم یعنى این. زنى که حرص نداشته باشد این‏طور است.»
امام موسی صدر در بیان مجاهدت حضرت می‌فرمایند: «فاطمه‏ (س) در جنگ‌هایى که مسلمانان براى دفاع از عقیده و صیانت از کرامت و آزادگیشان می‌کردند، پیشاپیش سایر زنان، به کمک مجاهدان مسلمان می‌شتافت و نقش خود را ایفا می‌کرد، نقشى که در این عصر نیز زنان مجاهد عهده‏دار آنند، مثل فراهم کردن دارو براى مداواى زخم‌ها و شستن لباس‌ها و پرستارى از مجروحان جنگى و قرار دادن زندگى در خدمت جنگ؛ اما فاطمه (س) نقش برجسته و دشوارى در یارى از حق و دفاع از وصیت رسول خدا (ص) از خود نشان داد. او ملاقات‌ها و گفتگوهاى محرمانه‏‌اى با اصحاب رسول خدا (ص) ترتیب می‌داد و آنان را به ایستادگى در کنار علی (ع) تشویق می‌کرد.
خود به گونه‏‌اى بی‌مانند و استوار، بنا بر نقل مورخان، در سخت‏‌ترین لحظات زندگى علی (ع)، در کنار آن حضرت استقامت می‌ورزید و نشان می‌داد که جبهه داخلى در زندگى علی (ع) استوار و بدون خلل است. اما انتخاب موضع صحیح را به شوهر و رهبرش یعنى امام علی (ع) وامی‌گذاشت. آن حضرت نیز تصمیم می‌گرفت و موضعى اتخاذ می‌نمود و فاطمه‏ (س) هم از آن پیروى می‌کرد. فاطمه‏ (س) هر صبح شنبه بر مزار شهدا و مزار حمزه حاضر می‌شد و بر آن‌ها می‌گریست و براى آن‌ها از خداوند آمرزش می‌طلبید. این عمل، که آغازگر کارهاى هفتگى او بود، به خوبى از نهایت احترام فاطمه‏ (س) به امر مقدس جهاد و شهادت پرده برمی‌دارد و به وضوح زندگى عملى آن حضرت را، که با جهاد آغاز شده و بر جهاد و فداکارى تا مرحله شهادت استوار بود، نشان می‌دهد.»
خانه‌دار، مجاهد، عابد
آیت‌الله مصباح یزدی نیز در این خصوص با اشاره به این جمله معروف که جهاد مخصوص مردان است و نه زنان بیان داشته‌اند که: «اولا این مسئله مربوط به جهاد نظامی و آن هم جهاد ابتدایی است، و در جهاد دفاعی اگر نیاز به وجود زنان باشد، لازم است که در جهاد شرکت کرده و حتی سلاح به دست بگیرند. اما نکته مهم‌تر این که در فرهنگ اسلامی، جهاد به جهاد نظامی منحصر نمی‌شود، بلکه جهاد اقتصادی و علمی و فرهنگی نیز وجود دارد که هیچ یک از آن‌ها مختص به مردان نیست. نه تنها حضور زنان در جهاد اقتصادی لازم است و اگر درآمد اقتصادی یا ثروتی ارثی دارند، باید در جایی که نیاز است هزینه کنند و به‌کار گیرند، بلکه در جهاد علمی و فرهنگی نیز باید به میدان بیایند و اسلام را به خوبی شناخته و آن را مخصوصا در بین بانوان ترویج کنند؛ لذا وجود عالمان و مجتهدانی از زنان، لازم است.»
‏‏امام خمینی (ره) فرموده‌اند: «هم به آن وظایفی که باید عمل کنید که هم در‏‎ ‎‏میدان تحصیل که یکی از امور مهمه است مجاهده کنید و هم در میدان دفاع از اسلام، ‏‎ ‎‏این از مهماتی است که بر هر مردی، بر هر زنی، بر هر کوچک و بزرگی جزء واجبات‏‎ ‎‏است. دفاع از اسلام، دفاع از کشور اسلامی، احدی از علمای اسلام، احدی از اشخاصی‏‎ ‎‏که در اسلام زندگی کرده اند و مسلم هستند، در این جهت خلاف ندارند که این واجب‏‎ ‎‏است. آن چیزی که محل حرف است، محل صحبت است، قضیۀ جهاد اولی است، آن بر‏‎ ‎‏زن واجب نیست، اما دفاع از حریم خودش، از کشور خودش، از زندگی خودش، از مال‏‎ ‎‏خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع‏‎ ‎‏هم باید عمل بشود، از آن جمله قضیۀ اینکه ترتیب نظامی بودن، یادگرفتن انواع نظامی‏‎ ‎‏بودن را برای آن‌هایی که ممکن است. این طور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و‏‎ ‎‏ندانیم چه جور دفاع کنیم، باید بدانیم چه جور دفاع می‌کنیم. البته در آن محیطی که شما‏‎ ‎‏تعلیم نظامی می‌بینید باید محیط آزاد باشد، محیط صحیح باشد، محیط اسلامی باشد، ‏‎ ‎‏همۀ جهات عفاف محفوظ باشد، همۀ جهات اسلامی محفوظ باشد. »اما در آخر عبودیت حضرت است که به آن می‌پردازیم.
امام موسی صدر در سیره آن حضرت آمده است که وى ساعت آخر روز جمعه را به دعا اختصاص داده بود و در آخرین دهه ماه مبارک رمضان شب‌ها بیدار می‌ماند و خانواده‏‌اش را تشویق می‌کرد تا شب را با عبادت و دعا به صبح رسانند. آن حضرت گاهى از ورم پاهایش رنج می‌برد زیرا بسیار به نماز می‌ایستاد و به شب‏‌زنده‏‌دارى می‌پرداخت. به‏‌راستى آیا فاطمه (س) در تمام زندگیش از محراب عبادت بیرون آمد؟ آیا حیات او جز سجود پیوسته در برابر پروردگارش بود؟ وى خدا را در خانه با شوهردارى و تربیت فرزندان عبادت می‌کرد؛ زیرا مسجدش خانه بود. در خدمات اجتماعى که ارائه می‌داد از خدا فرمان می‌برد و با خدمت به خلق خدا، که عیال اویند، پروردگار را عبادت می‌کرد. همواره این نکته را در نظر داشت که محبوب‏ترین کس نزد خدا کسى است که براى عیال خداوند سودبخش‏‌تر باشد.

شهید مطهری در کتاب حق و باطل و حکمت‌ها و اندرز‌ها بیان داشته‌اند: «در روایت است که پیامبر اکرم (ص) رو می‌کند به یگانه فرزند عزیزش، وجود مقدس صدیقه طاهره سلام‌الله علی‌ها ـ آن کسی که درباره‌اش می‌گوید: «بضعه منی»، او پاره جگر من است ـ و می‌گوید: «یا فاطمه اعملی بنفسک»؛ دخترکم، خودت برای خودت عمل کن. «انی لا أغنی عنک شیئا»؛ من به درد تو نمی‌خورم، از انتساب با من کاری ساخته نیست، تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن، مگو پدرم پیغمبر است، به دردت نمی‌خورد، به دستور پدرت عمل کردن به دردت می‌خورد. آن وقت شما زندگی همین حضرت زهرا (س) را مطالعه کنید، می‌بینید در فکر این انسان گویا وجود ندارد که من دختر پیغمبر آخرالزمان هستم. حدیث است که وقتی به محراب عبادت می‌ایستاد، بدنش به لرزه درمی آمد. از خوف خدا گریه می‌کرد، شب‌های جمعه را تا صبح نمی‌خوابید و می‌گریست. این‌ها همه به انسان نوعی بیداری و آگاهی مسئولیت آمیز و تعهد خیز می‌دهد.»
همچنین این شهید بزرگوار در کتاب نظام حقوق زن در اسلام فرمودند: «در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی قدر فراوانند. کمتر مردی است به پای خدیجه برسد، و هیچ مردی جز پیغمبر و علی (ع) به پای حضرت زهرا (س) نمی‌رسد. حضرت زهرا (س) بر فرزندان خود که امام هستند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد. اسلام در سیر «من الخلق الی الحق»، یعنی در حرکت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است در سیر «من الحق الی الخلق» است، در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسئولیت پیغمبری است که مرد را برای این کار مناسب‌تر دانسته است.»
رهبر انقلاب در سخنرانی سال ۱۳۸۴ می‌فرمایند: «ارزش فاطمه‌ی زهرا (س) به عبودیت و بندگی خداست. اگر بندگی خدا در فاطمه‌ی زهرا (س) نبود، او صدیقه‌ی کبری نبود. صدّیق یعنی چه؟ صدّیق کسی است که آنچه را میاندیشد و میگوید، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه این صدق بیشتر باشد، ارزش انسان بیشتر است؛ میشود صدّیق؛ «اولئک مع الذین انعم اللَّه علیهم من النبیین و الصدیقین». «صدّیقین» پشت سر «نبیین» اند. این بزرگوار صدیقه کبری است؛ یعنی برترین زن صدیق. این صدیق بودن به بندگی خداست. اگر بندگی خدا نمیکرد، صدّیقه‌ی کبری نمیشد. اساس، بندگی خداست.»
منبع
snn
قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 18 =

دکمه بازگشت به بالا