اصول و فروع دین

استاد علیرضا پناهیان ؛ نماز ابتدائاً عشق بازی با خدا نیست

قسمتی از کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم ؟

نماز ابتدائاً عشق بازی با خدا نیست

نماز در مرحله ی اول عشق بازی با خدا نیست.نماز در ابتدا سختی دادن به خود است، نه رسیدن به لذت معنوی . خداوند متعال می دانست در ابتدای راه ، ما عاشق او و عارف او نیستیم ، خداوند متعال می دانست تازه بعد از چهل سال عبادت ، ما کم کم می توانیم شرینی گفتگوی با او را حس کنیم ؛ به همین دلیل چنین دستوری به ما داده است ، آن وقت ما تصور می کنیم فقط وقتی نمازمان خوب است که از آن لذت ببریم !

اینکه بدنبال چشیدن شیرینی نماز و لذت بردن از آن باشیم ، گاهی اوقات اصلاً زشت است . بعضی وقت ها اینکه بپرسیم :«چه کنم تا از نماز خواندن لذت ببرم؟»سؤالی خوبی نیست.

پرسید :

-حاج آقا!چه جوری از نماز لذت ببرم؟

-بنا نیست تو از نماز لذت ببری ، بناست تو خوب نماز بخوانی تا خدا از نماز تو لذت ببرد و خوشش بیاید . بعد که خوشش آمد ، ممکن است إن شاء الله با تو رفیق شود و تو را بغل بگیرد و کم کم همه چیز درست شود و لذت هم ببری.

گاهی آدم دنبال نماز نیست ، بلکه دنبال لذت بردن و هوس رانی خودش است.دنبال شرینی نماز است ، چون می خواهد همه ی زندگی اش پر از شیرینی باشد . فکر می کند نماز خواندن هم مثل کارتون «تام و جری» است که وقتی پایان بنشیند ، مست می شود ، سِحر شود و کیف بکند!گاهی آدم فکر می کند نماز خواندن مثل فیلم سینمایی است . اگر خداوند می خواست ، خودش می توانست نماز را برای همه ی آدم ها شرین و لذت بخش قرار دهد تا همه جذب نماز شوند اما اتفاقاً حال آدم ها را با نماز گرفته است و البته کار خدا هم مانند تمام کار هایش حکیمانه است.

پدری می گفت :

-بچه ی من نماز نمی خواند . در نمازش کاهلی می کند الآن هجده-نوزده سالش است و دانشگاه می رود ، ولی من ناراحتم که چرا در نمازش کاهلی می کند . در حالی که ما در تربیتش چیزی کم نگذاشته ایم . شما بفرمایید به او چه بگویم ؟

-نماز را چه طوری به پسرت معرفی کرده ای؟

-بالاخره یک جوری معرفی کردیم .

-نه!دقیقاً بگو چگونه معرفی کردی؟

یک مقدار از تعریف های رایج در مورد نماز گفت تا کم کم رسید به این جملات که « نماز عشق بازی با خداست ، مناجات با معبود است ، راز و نیاز با پروردگار عالم است و … »با این نوع تعریف کردن از نماز لابد وقتی فرزند او سر نماز ایستاده ، پیش خودش گفته :«راز و نیاز کجاست؟من اگر رازی داشته باشم ، همین جوری به خدا می گویم!»یعنی این جوان، سر نماز ایستاده و دیده که از عشق بازی و حال معنوی خبری نیست.بعدش هم به خدا گفته الآن حال عشق بازی ندارم . خدایا بعداً برای عشق بازی می آیم . الآن من وسط کار و درسم هستم.»

به آن پدر محترم گفتم :«خب ، شما نماز را اشتباه معرفی کرده ای . بچه ات مدتی سراغ نماز می رود ، بعد که از نماز لذت نمی برد ، دیگر سراغ آن نمی رود. چون فکر می کند از نماز طرفی نبسته است.لذا خودش را شکست خورده در نماز می بیند .»

فعلا دنبال لذت بردن از نماز نباش!

نماز عبادتی نیست که لازم باشد انسان آن را حتما با حال معنوی و همراه با اشک و گریه و سوز و گداز بخواند و لزوما از آن لذت ببرد. چون حتی اگر کسی خیلی اهل سوز و گریه و اشک باشد، این طور نیست که همیشه حال عبادت داشته باشد. امیر المومنین(ع) فرمودند: « ان للقلوب اقبالا و ادبارا» یعنی دل های ما انسان ها حالت اقبال و ادبار دارد. به همین دلیل گاهی انسان حال عبادت دارد، گاهی هم ندارد و این در حالی است که نماز ها واجب را همیشه باید بخوانیم، چه حال داشته باشیم، چه نداشته باشیم.
عبادتی که هر روز، و روزی پنج مرتبه انسان باید انجام دهد، معلوم است که لازمه این عبادت اصلا این نیست که حتما سر آن عبادت، گریه کنیم. اگر لازم بود هروقت که نماز می خوانی حتما گریه کنی، خدا می فرمود « هر موقع حال داشتی نماز بخوان.» اما اتفاقا خداوند متعال دستور نماز را به گونه ای صادر کرده که در حال ما را در هم بگیرد! یعنی مواقعی که برای ما سخت هم هست مجبوریم نماز بخوانیم. لذا نماز خوب خواندن، برای امثال ما که در ابتدای راه هستیم، اصلا به معنای لذت بردن از نماز نیست و این دقیقا سؤالی است که خیلی از اوقات جوان می پرسند:
-من چکار کنم از نماز خواندن لذت ببرم؟
-پس کی می خواهی آدم بشوی؟!
-یعنی چه؟ لذت بردن چه ربطی به آدم شدن دارد؟
-اگر کسی بخواهد آدم شود باید با نفس خودش مبارزه کند و این کار در ابتدا لذت بخش نیست. خداوند هم عبادتی را طراحی کرده و به تو پیشنهاد داده که از آن لذت نبری! طبیعتا تکراری بودن نماز، لذتش را از بین می برد خدا خواسته است که تو در جریان سختی ها و تلخی های این امر تکراری، آدم شوی، رشد کنی و بالا بروی. اگر ابتدای راه بخواهی از نماز خواندن لذت ببری که رشد پیدا نمی کنی.
نماز خواندن زمانی شروع به رشد دادن انسان می کند، که انسان از آن لذت نبرد. نماز زمانی چرک روح آدم را می گیرد، که لب زبر نماز روح تو را بیابد.
مثلا نشسته ای غرق بازی، غرق کار یا غرق استراحت شده ای که یک دفعه مؤذن اذان می گوید وتو باید بلند شوی بروی نماز بخوانی. طبیعتا حالت گرفته می شود، اما عیبی ندارد، همین الان بلند شو برو نماز بخوان تا آدم شوی. کتک نماز را بخور و تلخی آن را تحمل کن تا آدم شوی.

منبع
ولایت آنلاینقسمتی از کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم ؟
قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 1 =

دکمه بازگشت به بالا