موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره
از آیات و روایات استفاده می شود که در چند مورد، گناه صغیره، تبدیل به کبیره می شود و حکم گناهان کبیره را پیدا می کند از جمله:
1- اصرار بر صغیره
تکرار گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه کبیره می کند، و اگر انسان حتی یک گناه کند، ولی استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب می آید.
صغیره همچون نخ نازک و باریکی است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیم و کلفتی می گردد که پاره کردنش مشکل است.
قرآن درباره ی پرهیزکاران می فرماید:
وَلَم يُصِرّوا عَلىٰ ما فَعَلوا وَهُم يَعلَمونَ (ال عمران 135)
آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند.
امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود:
اصرار، عبارت از این است که کسی گناهی کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد.(4)
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
ایاک و الاصرار فانه من اکبر الکبائر و اعظم الجرائم
از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است.
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله همراه یاران (در سفری) در سرزمین بی آب و علفی فرود آمد، به یارانش فرمود: ائتوابحطب، هیزم بیاورید که از آن آتش روشن کنیم تا غذا بپزیم.
یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکی است و هیچگونه هیزم در آن نیست!.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بروید هر کدام هر مقدار می توانید جمع کنید آنها رفتند و هر یک مختصری هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد و همه را در پیش روی پیامبر صلی الله علیه وآله روی هم ریختند، پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
هکذا تجتمع الذنوب این گونه گناهان، روی هم انباشته می شوند، سپس فرمود: ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب…
از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت می گردد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
لا صَغیره مع الاِصرار / در صورت اصرار، گناه صغیره ای نباشد.
2- کوچک شمردن گناه
کوچک شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبدیل می کند، برای روشن شدن موضوع، به این مثال توجه کنید:
اگر کسی سنگی به سوی ما پرتاب کند، ولی بعداً پشیمان شده و عذرخواهی کند، ممکن است او را ببخشیم، ولی اگر سنگ ریزه ای به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این که چیزی نیست، بی خیالش. او را نمی بخشیم، زیرا این کار، از روح استکباری او پرده برمی دارد و بیانگر آن است که او گناهش را کوچک می شمرد. به این روایات توجه کنید:
1- امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:
مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی لا یغْفَرُ: لیتنی لا اؤاخَذُ إِلَّا بِهَذا!
از گناهان نابخشودنی این است که انسان بگوید: کاش مرا به غیر از این گناه مجازات نکنند.
یعنی آن گناهِ مورد اشاره را کوچک بشمرد.
2- امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
أشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه
بدترین گناهان، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.
3- امام صادق علیه السلام فرمود:
از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبک مشمار) که آمرزیده نشود.
عرض کردم: گناهان حقیر چیست!؟ فرمود آن است که:
الرّجل یَذنب فیَقول طُوبی لی لو لم یَکن لی غیر ذلک
کسی گناه کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم.
4- حضرت سجاد علیه السلام در ضمن دعا، به خدا عرض می کند:
الّلهم اَعُوذُ بِکَ مِن… الاِصرارِ عَلی المَأثَم و استِصغار المَعصیَه(صحیفه سجادیه دعای هشتم)
پروردگارا! به تو پناه می برم از اصرار بر گناهان، و کوچک شمردن گناه.
3- اظهار خوشحالی هنگام گناه
لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
شر الاشرار من تبهّج بالشر
بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.
و نیز فرمود:
مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذُلّ
کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.
امام سجاد علیه السلام فرمود:
إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه
از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.
و نیز فرمود:
حلاوه المعصیه یفسدها الیم العقوبه
عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.
و از سخنان امام سجاد علیه السلام است:
لا خیر فی لذّه من بعدها النّار
در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک
کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.
4- گناه از روی طغیان
یکی دیگر از اموری که موجب تبدیل گناه کوچک به گناه بزرگ می شود، طغیان و سرکشی در انجام گناه است؛
فَأَمَّا مَنْ طَغي وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحيمَ هِيَ الْمَأْوي (نازعات 37 -39)
و اما آنها که طغیان کردند و زندگی دنیا را مقدم شمردند، بی گمان جایگاهشان دوزخ است.
5- مغرور شدن به مهلت الهی
دیگر از اموری که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبدیل می کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و مجازات نکردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند؛
وَيَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ ۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ (مجادله 8)
گناهکاران در دل می گویند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمی کند؟ جهنم برای آنها کافی است، وارد آن می شوند و بد جایگاهی است.
وعده عذاب جهنم برای چنین افرادی، دلیل آن است که گناه افرادی که مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه کبیره است.
6- تجاهر به گناه
آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره می کند، شاید از این نظر که آشکار نمودن گناه حاکی از تجرّی و بی باکی بیشتر گنهکار است، و موجب آلوده کردن جامعه، و عادی نمودن گناه می گردد.
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
ایّاک و المجاهره بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم
از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت ترین گناهان است.
و حضرت رضا علیه السلام فرمود:
المستتر بالحسنه یعدل سبعین حسنه و المذیع بالسیّئه مخذول
پاداش پنهان کننده کردار نیک، معادل هفتار کار نیک است، و آشکار کننده گناه، خوار می باشد.
7- گناه شخصیت ها
گناه آنان که در جامعه، دارای موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یکسان نیست، و چه بسا گناه صغیره آنها، حکم گناه کبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها دارای دو بعد است: بعد فردی و بعد اجتماعی.
گناه شخصیت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعی می تواند زمینه ی اغوا و انحراف جامعه و موجب سستی دین مردم شود.
بر همین اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت ها، غیر از حساب او با دیگران است.

