حوزه علمیه

وحدت حوزه و دانشگاه از نگاه امام خامنه ای

رهبر معظّم انقلاب فرمودند: وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف، و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام حرکت کنند.

وحدت حوزه و دانشگاهارکان علمی جامعه‌ ما، برای ساخت الگوی اسلامی ـ ایرانی و سپس انتشار آن به جوامع دیگر به عنوان نمونه‌ای برتر و کاربردی، مراکز حوزوی و دانشگاهی هستند. هنوز از انقلاب اسلامی ایران سال‌های زیادی نگذشته است اما با تمام مشکلات و فشارهای متعدد، باز هم امید به جامعه‌ نخبگانی کشور هر روز بیشتر از روزهای گذشته می‎شود؛ از تأمین نیازهای استراتژیک کشور گرفته تا ارتقای سطح اخلاقی آن و افزایش امنیت روحی و روانی‌اش، همگی مواردی هستند که ما را به استقلال هر چه بیشتر کشور نزدیک می‌کنند و این مهم با پیوند میان حوزه و دانشگاه محقق خواهد شد. این نگاه امیدوارکننده در آخرین بیانات رهبری معظّم انقلاب در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت شهید سلیمانی و خانواده آن شهید، نیز قابل ‌مشاهده است، آنجا که بیان می‌فرمایند:

«اگر بتوان با روش درست، عاقلانه، ایرانی ـ اسلامی و عزتمندانه تحریم‌ها را برطرف کرد باید این کار را انجام داد اما تمرکز عمده باید بر خنثی‌سازی تحریم‌ها باشد که ابتکار آن به دست شما است.»[1]

توجه به الگوهای ایرانی ـ اسلامی چیزی است که باید از تعامل حوزه و دانشگاه به دست آید و همه‌ این تلاش‌ها برای ارائه‌ی یک نسخه‌ بی‌بدیل در برابر هیمنه‌ی استکبار جهانی است. در همین دیدار باز این نوید را رهبری معظم انقلاب می‌دهند که اصلی‌ترین ضربه به هیمنه‌ی استکبار جهانی سیلی علمی و نرم‌افزاری است که باز بخش قابل توجه آن از دل این تعامل دو طرفه بین حوزه و دانشگاه خارج خواهد شد. ایشان در این‌ باره می‌فرمایند: «تشییع میلیونی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در عراق و ایران، اولین سیلی سخت به آمریکایی‌ها بود اما سیلی سخت‌تر «غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه پوچ استکبار» و «اخراج امریکا از منطقه» است.»[2]

برای به وجود آمدن این تعامل به شکل‌گیری یک فرهنگ نیازمندیم که هر دو طرف باید در این فضا تلاش کنند. ایجاد این فرهنگ که نتیجه‌ آن تعامل هرچه بیشتر حوزه و دانشگاه است از جانب حوزه نیازمند برخی حرکت‌هاست و از جانب دانشگاه نیازمند حرکت‌های دیگری است. از جانب حوزه و حوزویان یکی از اصلی‌ترین مواردی که باید دنبال شود بحث “نواندیشی در مسائل مبتلابه و کاربردی” است؛ به عنوان نمونه از دیرباز در مجامع حوزوی، طلاب علوم دینی با واژه‌ای به نام “مسائل مستحدثه” آشنایی داشته‌اند.

مسائل مستحدثه مسائل جدیدی هستند که در فقه اسلامی، حکم شرعی برای آنان وجود نداشته و یا مسائلی هستند که حکم شرعی داشته‌اند اما به خاطر تغییر شرایط جامعه، حکم شرعی جدید انتظار می‌رود پیدا کنند؛ برخی از نمونه‌های مسائل مستحدثه عبارت‌اند از: بانکداری، بیمه، پیوند اعضاء، تغییر جنسیت، مرگ مغزی و… . این مسائل جدید پیش از آن که حکم جدیدشان مشخص شود نیازمند موضوع‌شناسی دقیق هستند که به طور طبیعی برای شناخت دقیق موضوعات مربوطه‌شان باید حوزویان و مجامع دانشگاهی ارتباط تنگاتنگ داشته باشند.

گرچه که حوزویان از دیرباز به عمیق‌اندیشی شناخته شده هستند اما اگر در کنار این عمق دادن به مباحث علمی، به نواندیشی و تفکر در فضاهای جدید که مسائل حل‌نشده‌ای دارند پرداخته نشود، این ژرف‌نگری را به دامن مسائل غیر مفید خواهند کشاند. در توصیه‌هایی که امام صادق علیه‌السلام به جناب مفضّل دارند این‌گونه بیان می‌فرمایند: «اَلْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لاَ تَهْجُمُ عَلَیْهِ اَللَّوَابِسُ؛[3] شخصی که آگاه به زمان خویش است، اشتباهات او را مورد هجوم قرار نمی‌دهد.»

پاسخگو بودن دین در برابر مسائل مختلفی که به واسطه تشکیل حکومت اسلامی به وجود آمده‌اند از جمله امور مهمی است که حوزه با تعامل جدّی که با دانشگاه ایجاد می‌کند باید به آن جامع عمل بپوشاند. در طرف مقابل نیز دانشگاه و دانشگاهیان برای ایجاد فرهنگ تعامل میان حوزه و دانشگاه و گام برداشتن در مسیر وحدت میانشان که یکی از اصلی‌ترین نتایجش اسلامی شدن و متعالی‌سازی فلسفه و اهداف علومی است که در دانشگاه دنبال می‌شود، باید گام‌های مؤثری بردارند که یکی از مهم‌ترین این گام‌ها مسلّم و غیر قابل خدشه ندانستن همه‌ علومی است که عموماً از دنیای غرب به سمتشان آمده معرفی کرد.

غرب‌زدگی یکی از مهم‌ترین آفاتی است که دانشگاه و دانشگاهیان را تهدید می‌کند و سبب جدایی آنها از معارف و جامعه حوزویان می‌شود و این وحدت امید بخش میان حوزه و دانشگاه را با چالشی جدی روبرو خواهد کرد.
از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی یکی از دغدغه‌های مهم رهبران دینی این بوده که وابستگی دانشگاه به غرب از بین برود. امام خمینی رحمةالله‌علیه در این‌باره می‌فرمایند: «دانشگاه‌ها و دانش‌سراها، اینها که ما داریم، فرم‌هایش همه فرم غرب است… ما باید اگر بخواهیم از این بیچارگی بیرون برویم باید این وابستگی مغزی را کنار بگذاریم، باید دانشگاه‌های ما یک دانشگاه‌هایی باشند که تا مدت‌ها زحمت بکشند این جوانان را از حال سابق رژیم شاهنشاهی برگردانند به یک حال سالم رژیم اسلامی.»[4]

این تلاش‌ها از جانب استکبار جهانی برای وابسته ساختن دانشگاه‌ها به علوم و فرهنگ غربی در طول چهل ساله‌ حکومت جمهوری اسلامی وجود داشته است. آنها با استفاده از روش‌های استعماری نو و فرانو، گاه به وسیله‌ حرکت دادن نفوذی‌هایشان در مراکز تصمیم‌ساز حاکمیتی کشور و گاه به وسیله‌ ترویج فرهنگ غربی در میان دانشگاهیان، به ایجاد شکاف میان حوزه و دانشگاه پرداخته‌اند تا بدین وسیله دانشگاه را از علوم اسلامی حیات‌بخش جدا کنند.

آنچه به عنوان هدف اصلی تشکیل حکومت جمهوری اسلامی مطرح است، از مسیر وحدت حوزه و دانشگاه به دست خواهد آمد و مسیر دیگری برای آن متصور نیست. مقام معظم رهبری در این‌باره بیان می‌دارند: «وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف، و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو حرکت کنند.»[5] و این دقیقاً همان چیزی است که ما باید برای آن تلاش کنیم.
* حجت‌الاسلام مصطفی راهی استاد حوزه علمیه قم
=================
پی‌نوشت:
1.بیانات دردیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد سردار سپهبد شهید سلیمانی، 9/26/ 99.
2همان.
3.الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، ص 26، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1363 ه ش.
4.سخنرانی امام راحل در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اردبیل، 12 دی 1358.
5.بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نماز جمعه 78/9/26.

منبع
تسنیم
قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 1 =

دکمه بازگشت به بالا