
افعال ناقصه : افعالی هستند که داخل می شوند بر مبتدا و خبر که مبتدا را اسم خود و خبر را خبر خود می کنند و رفع به اسم می دهند و نصب به خبر که بنابر قول مشهور سیزده تاست:
- كان برای تقریر ثبوت خبر برای اسم می باشد . مثل : وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً (نساء 17)
- صار به معنای گشت ، گردید مثل صارَ جديدُهَا رَثّا (نهج البلاغه خ 131)
- اصبح برای تقریر ثبوت خبر برای اسم در هنگام صبح می باشد . مثل : وَ أَصبحَ فؤادُ أُمِّ مُوسىَ فارغًا(قصص 10)
- امسي برای تقریر ثبوت خبر برای اسم در هنگام شب می باشد . مثل : أَمسَى ظُلمي مُستجيراً(الكافي / 4 / 464)
- اضحي برای تقریر ثبوت خبر برای اسم در هنگام ظهر می باشد . مثل : ثم اَضْحَوْا كأنهم ورقٌ جفّ
- ظلَّ برای تقریر ثبوت خبر برای اسم در طول روز به کار برده می شود. مثل : ظَلَّ وَجهُهُ مُسودًّا(نحل 58)
- بات برای تقریر ثبوت خبر برای اسم در طول شب به کار برده می شود. مثل : والذين يبيتون لربهم سُجَّداً و قياماً(فرقان 64)
- ليس برای نفی خبر از اسم می باشد. مثل : لَيسُوا سَواءً (آل عمران 113)
- مازال برای دوام ثبوت خبر برای اسم ، تا زمان اخبار استعمال می شوند. مثل : و لا يزالون مختلفين (هود 118)
- مابرح برای دوام ثبوت خبر برای اسم ، تا زمان اخبار استعمال می شوند. مثل : لن نبَرَحَ عليه عاكفين (طه 91)
- ماانفكّ برای دوام ثبوت خبر برای اسم ، تا زمان اخبار استعمال می شوند.
- مافتئ برای دوام ثبوت خبر برای اسم ، تا زمان اخبار استعمال می شوند. مثل : تالله تفتؤ (يوسف 85)
- مادام برای وابسته کردن چیزی بر مدت ثبوت خبر برای اسم می باشد.مثل : وَ أَوْصاني بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا (مريم 31)
در تمام این سیزده فعل خبر می تواند بین فعل و اسم واقع شود ولی در غیر پنج مورد اخیر (یعنی افعال ناقصه ای که اولش «ما» است ) می توان خبر را حتی بر خورد افعال ناقصه مقدم کرد در غیر از مافتئ و لیس و مازال بقیه می توانند معنای تامه پیدا کنند یعنی به شکل فعل لازم در آیند که فقط فاعل می خواهد .«در هدایه به طور مفصل خوانده می شود.

