شهدا

استاد پناهیان: باید زنده شویم؛ مثل حاج قاسم سلیمانی !

استاد پناهیان: ما در مقابل زنده بودن کسانی که با فرمان خدا و رسول زنده می شوند، مرده ایم.

تماشا از طریق آپارات

متن فیلم:

ما در مقابل زنده بودن کسانی که با فرمان خدا و رسول زنده می‌شوند مرده‌ایم!

ما در مقابل زنده بودن کسانی که با فرمان خدا و رسول زنده می‌شوند مرده‌ایم! نه چشم‌مان می‌بیند، نه گوش‌مان می‌شنود، نه صدایی را از خوبان می‌شنویم، نه معنایی را درک می‌کنیم، نه قرآن را می‌خوانیم می‌فهمیم و تکان می‌خوریم. خبری نیست، ما مردگان‌ایم در مقابل کسانی که زندگی دارند. حیات طیّبه یک زندگی دیگری است.
مقام معظم رهبری: «ما گوش‌مان سنگین است این پیام‌ها را درست نمی‌شنویم.»

شهید سلیمانی: «نکته نکتۀ مهمی است که خواهران من، برادران من، تا کسی شهید نبود شهید نمی‌شود. شرط شهید شدن، شهید بودن است. اگر امروز کسی را دیدید که بوی شهید از کلام او از رفتار او از اخلاق او استشمام شد، بدانید او شهید خواهد شد.»

  این مردی که محبوب‌ترین فرد بود، التماس می‌کرد از این و آن دعا کنید من شهید بشوم، من زودتر باید بروم. سال آخر دیگر بی‌تاب بود. کجا را می‌دید؟ کسی نیمی از درصد محبوبیت او را داشته باشد مستغرق می‌شود در این محبوبیت خودش را گم می‌کند. اما او چرا نگاه نمی‌کرد؟ چرا گول نمی‌خورد؟ چرا فریب نمی‌خورد؟ چرا لذت نمی‌برد از اینکه مردم دوستش دارند و این را برای خودش کافی بداند؟ اینها جلوه‌هایی از حیات طیّبه در وجودشان طلوع کرده، ما نمی‌دانیم چقدر. آن شهید که پشت بی‌سیم قبل از شهادتش به پشت‌سر چی می‌گوید؟

مقام معظم رهبری: «می‌گوید بیا اینجا، بیا. اینجا یک چیزهایی هست. یک چیزی هست اینجا. خب چیست آنجا؟»
شهید سلیمانی: «اینجا من چیزی می‌بینم اگر تو ببینی از اینجا نخواهی رفت.»

 مقام معظم رهبری: «آنجا همه‌اش توپ و تفنگ و بعد از یک ساعت هم شهید شد. چیست آنجا؟ چی می‌دیده؟ این خیلی مهم است. باکری چی می‌دید آنجا؟ آن بهشتی که او رزقش شد که در آن ساعت آخر ببیند چقدر شیوا زیبا جذاب بوده که او دلش نمی‌خواهد که رفیقش محروم بماند.»

شهید باکری: «خلاصه وقت کردی بیا، بیا تماشا کن!»

مقام معظم رهبری: «شاهد مناظر ملکوتی و معنوی و غیبی است.»

  حیات طیّبه یک زندگی دیگری است. ما زنده‌ایم، تکنولوژی ما را فریب داده. به حداقل قانع شدیم. فکر می‌کنیم خیلی امکانات داریم. یک موبایل مسخره با امکاناتش دستمان گرفتیم، چهار تا صحنه از این‌طرف و آن‌طرف عالم که توی اینترنت گذاشتند می‌بینیم فکر می‌کنیم خیلی اطلاعات‌مان رفت بالا. نهایت بی‌امکاناتی و «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ» بودن در مرتبه‌ای را داریم تجربه می‌کنیم کک‌مان هم نمی‌گزد. ما از چی باید امشب توبه کنیم؟ آن کسی که آن، آن حیات دیگر را پیدا می‌کند به کف دست خودش نگاه می‌کند اطلاعاتی به اندازۀ موبایل‌های ما می‌بیند؟ یا سرگرم چیزهای دیگری است در عالم، صدا از جای دیگری می‌شنود؟

شهید باکری: «خلاصه وقت کردی بیا، بیا تماشا کن!»

  کسی که ذکر کائنات را نمی‌شنود، کسی که طی‌الارض ندارد مثلاً، این آدم زنده‌ای است؟ توانسته از همۀ قوای خودش استفاده کند؟ امیرالمؤمنین فرمود «غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ‌ عَمَّا حَرَّمَ الله عَلَیکُم (عَلَیهِمْ) تَرَوْنَ‌ الْعَجَائِب»؛ چشم‌تان را از حرام ببندید عجائب را خواهید دید. ما وقتی عجائب را نمی‌بینیم مرده‌ایم، باور کنید! بیایید امشب از خدا زنده بودن تمنّا کنیم.

منبع
panahian.ir
قرارگاه عمار حوزه علمیه منصوریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 13 =

دکمه بازگشت به بالا